Elahe.N - گروه هفت هنر/ 7artsgroup رفتن به مطلب

گروه هفت هنر
اخبار و اعلامیه ها
  • هرگونه کپی برداری از متن های سایت بدون اعلام منبع و یا رمان های نویسنده های سایت پیگرد قانوی خواهد داشت/هرگونه استفاده و کپی از کتاب های ویراستاری شده و ترجمه شده و تالیف شده در این سایت بدون مجوز کتبی از مدیر کل سایت ممنوع است و پیگرد قانونی خواهد داشت. فایل کتاب های پی دی اف شده در تالار ادبیات / رمان های ایرانی / رمان های خارجی / داستان های کوتاه/ فروش صنایع دستی در بخش فروشگاه / اطلاعیه ی درخواست طراحی جلد کتاب / اطلاعیه ی ثبت نام کاربر ویژه / اطلاعیه ی بخش ماهنامه / به سایت هفت هنر خوش آمدید.
  • برای تعیین سطح جهت شرکت در ترم های آموزش نویسندگی به بخش مسابقه امتحان ویراستاری مراجعه فرمایید
  • نفیسا تیم/‬ https://www.nafisateam.com !به سایت هفت هنر خوش آمدید

Elahe.N

عضو
  • تعداد ارسال ها

    4
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

2 Neutral

درباره Elahe.N

  • تاریخ تولد 5 بهمن 1376

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. سلام خدا قوت رمانتون جالب توجه بود اما به نظرم دیالوگ‌ها کمی ایراد داشت یا از نظر من جذاب نبود بهتر بود ساده‌تر بیان بشه، روستایی‌ها از فضا نیومدن! درسته اونا ساده‌تر از ما هستن اما فکر می‌کنم پیاز داغ دیالوگ‌ها زیاد بود! و جذابیتی که باید رو نداشت. غلط‌های املایی و نگارشی هم به چشم آمد،موضوع رمان رو دوست داشتم جالب بود هر چند تا اینجا رمان به نقطه‌ی اوج و اصلی نرسیده بود و موضوع اصلی و پنهان ماجرا مشخص نبود اما جالب بود. به نظرم فضاسازی و حس آمیزی و شخصیت پردازی می‌تونست قوی‌تر باشه. موفق باشید🌹
  2. سلام خسته نباشید! رمانت از نظر من بی‌نظیر و واقعا جذاب بود، فضاسازی خوبی داشت خیلی راحت در جریان رمان غرق شدم. شخصیت‌ پردازی هم عالی بود. اسم رمان دقیقا مثل خودش تلخ بود اما به نظرم بعضی جاها متن تغییر لحن بین محاوره و ادبی داشت. اینکه تونستید این رسم قدیمی رو به این شکل نشون بدین به نظرم بین رمان‌های با موضوع یکسان، کم نظیر و قوی بود. حس آمیزی هم قوی بود و حالات شخصیت‌ها قابل لمس بود. هر چند پرش بین گذشته و حال بعضی مواقع باعث گیجی می‌شد اما رمانتون بی‌نهایت زیبا بود. (این چند مورد به نظرم اومد نوشتم ۱. جنگی که می دونستم تنها هستم توی میدونش به نظرم از لحاظ جمله بندی ایراد داره و این بهتر بود جنگی که از اول تنها بازنده‌ی اون من بودم. ۲. میخ عکس امیرحسینم بود که با قاب چوبی و ربان سیاهِ گوشه ی عکس که با هرنگاه بهش به خودم می پیچیدم به نظرم به کار بردن دوتا که توی یک جمله درست نیست می‌شد از ویرگول یا کلمه‌ی دیگه‌ای استفاده کرد. *عصبانیت، وول خوردن، هاله، حلال چوب با MDF فرق میکنه نگاه آشنایی که حالا آمیخته با زهر بود یا زهرآگین بود درست‌تر از شبیه زهرآگین بودنه.) موفق باشید🌹
  3. سلام خسته نباشید🌷 رمانتون برای من جذاب بود هر چند که در ابتدا تمایلی برای مطالعه نداشتم ولی بعد از اینکه خوندمش کنجکاو شدم تا آخرش ادامه بدم و تا حالا رمانی مثل رمان شما نخونده بودم. شخصیت پردازی رمانتون خوب بود ولی می‌تونست گویاتر باشه و اینکه به نظرم زیاد نمی‌شد همزاد پنداری با شخصیت‌ها کرد، می‌تونستید بیشتر درمورد شخصیت‌ها توضیح بدین. در مورد رابطه‌ی مراد و مهری یا حتی مهری و خانواده‌ش بیشتر حرف زد به نظرم برای تمام کردن عجله کردین. تشبیهات اولیه رمان( سه تا درخت و صخره‌ها) جالب بود و فضا سازی خوب بود هر چند بعضی قسمت‌های رمان زیاد روی فضاسازی کار نشده بود و جای خالی فضاسازی حس می‌شد. لحن رمان بعضی جاها از ادبی به عامیانه تغییر کرده بود و اشکالات نگارشی هم وجود داشت(*هول به معنای دستپاچه شدن و حول به معنای اطراف/ عصبانیت درسته و...) اینکه روی یک جامعه‌ی روستایی کار کردین جالب بود و احتمالا درمورد فرهنگ و آداب و رسوم روستا هم تحقیقاتی کردین و چه خوب می‌شد بهتر در این مورد توضیح بدین. اسم رمان جذاب بود و باعث کنجکاوی من شده بود منتظر یک رمان ترسناک یا جنایی بودم و تا اینجا غافلگیر شدم! در آخر عذرخواهی می‌کنم اگر جایی در نقد اشتباه برداشت کردم، ممنون از به اشتراک گذاشتن اثر متفاوتتون🌷موفق باشید.

درباره گروه هفت هنر

گروه هفت هنر با هدف ترویج فرهنگ هنر در فضای مجازی راه اندازی شده است.

( تمامی حقوق برای گروه هفت هنر محفوظ می باشد و کپی برداری از پوسته یا قالب و محتوا پیگرد قانونی دارد . )

اطلاع از اخرین خبر ها

اطلاعات تماس

×
×
  • جدید...

اطلاعات مهم

By using this site, you agree to our شرایط استفاده.