فرار کن می میری - رمان فرار کن می میری - گروه هفت هنر/ 7artsgroup
رفتن به مطلب
اخبار و اعلامیه ها
  • هرگونه کپی برداری از متن های سایت بدون اعلام منبع و یا رمان های نویسنده های سایت پیگرد قانوی خواهد داشت *** هرگونه استفاده و کپی از کتاب های ویراستاری شده و ترجمه شده و تالیف شده در این سایت بدون مجوز کتبی از مدیر کل سایت ممنوع است و پیگرد قانونی خواهد داشت. فایل کتاب های پی دی اف شده در تالار ادبیات / رمان های ایرانی / رمان های خارجی / داستان های کوتاه ***فروش صنایع دستی در بخش فروشگاه *** اطلاعیه ی درخواست طراحی جلد کتاب *** اطلاعیه ی ثبت نام کاربر ویژه *** اطلاعیه ی بخش ماهنامه *** به سایت هفت هنر خوش آمدید.
  • برای تعیین سطح جهت شرکت در ترم های آموزش نویسندگی به بخش مسابقه امتحان ویراستاری مراجعه فرمایید
  • نفیسا تیم/‬ https://www.nafisateam.com !به سایت هفت هنر خوش آمدید
  • اطلاعیه ها

    • نسرین قلندری/ مدیرکل

      چاپ کتاب   دوشنبه, 20 آذر 1396

      هیات انتخاب کتاب برای چاپ : استاد محمد طهرانی نیکجو - استاد علی پاینده - استاد محمد ابهری - استاد  امیر مددی شرایط چاپ کتاب را در این اطلاعیه بخوانید: نویسنده ی عزیز پس از اتمام تالیف کتاب در بخش تالیف رمان، و یا  ترجمه و یا اشعار و ... و  پایان ویراستاری در سایت هفت هنر و  با اطمینان از این که کتاب شما در سایت ها و کانال های دیگر  موجود نیست.  کتاب را در بخش درخواست چاپ ثبت کنید تا نسبت به بررسی کتاب برای  چاپ اقدام شود. شایان ذکر است که کتاب با هزینه ی سایت منتشر خواهد شد و شرایط فروش و قرارداد مابین نویسنده و ناشر یعنی سایت هفت هنر  در طی قراردادی مجزا جهت بررسی و امضاء  برای نویسنده ارسال خواهد شد.  - نوشته در همین سایت تالیف یا ترجمه و ... شده باشد. ( نوشته در مراحل نوشتن توسط هیات انتخاب کتاب خوانده می شود) - نوشته جذابیت لازم برای تایید هیات بررسی کتاب را داشته باشد. ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - نوشته از پیرنگ مناسب برخوردار باشد. ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - درست نویسی  ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - استفاده ی مناسب و به جا از علامت های نگارشی ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - نداشتن اشتباه های نوشتاری یا معنایی ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - نداشتن صحنه های غیر اخلاقی- نداشتن صحنه های غیر اخلاقی -فعالیت مستمر و حضور در سایت    - داشتن حداقل دویست دنبال کنند0 در سایت       تنظیمات اعلامیه با آرزوی موفقیت     تیم مدیریت هفت هنر شرایط  

پست های پیشنهاد شده

تایپیک نقد رمان فرار کن می میری 

نویسنده : نواب قلی پور دشتکی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام، آقای قلی پور بهتون تبریک می‌گم قلم گیرا و جذابی دارین. با اجازه من نظرم رو می‌گم. امیدوارم به دردتون بخوره.

🌹نام اثر: یه ترکیب سه کلمه‌ای جالب بود که آدم رو راغب می‌کنه به خوندن و  ابتدا حس یک داستان جنایی رو القا می‌کنه اما وقتی شروع می‌کنی به خوندن داستان از یک محیط آروم روستایی شروع می‌کنه به آغاز شدن و کم، کم دستت می یاد که منظور از فرار، فرار از کشمکش‌های درونی هست که شخصیت‌ها دارن و  فرار از منجلاب شرایط بد زندگی هست که به این کشمکش ها دامن زده. البته به زعم من که تا اینجای داستان این جوری برداشت کردم و این آدم رو غافل‌گیر می‌کنه و می تونه یک نقطه‌ی قوت باشه.

 🌹شروع داستان:  شروع  داستان به نظر من سخت ترین جای داستانه و باید اون هیجان رو ایجاد کنه تا خواننده دوست داشته باشه ادامه اش رو بخونه  شروع داستان  شما حس خوبی رو منتقل می‌کرد و  من به شخصه این جور شروع های آروم  رو دوست دارم. رمان خودم هم شروعش همین طوره و با معرفی فضای داستان شروع می‌شه. اما؛ اگر شروع موفق تری رو بخوایم داشته باشیم باید بتونیم یه شوک کوچولو، همون سطرهای اول به خواننده وارد کنیم نه  این که صرفا فضا‌سازی داستان رو داشته باشیم. عرض کردم مشکل رمان من هم همینه و جای کار داره. اگر بتونین در شروعش در همون سطر‌های ابتدایی تجدید نظر کنین یک قدم از بقیه جلوتر خواهید بود چون این ضعف اکثر رمان‌هاست.

🌹فضاسازی: خیلی خوب و کافی بود به ویژه در پارت اول و در پارت‌های بعدی هم علاوه بر پارت اول حفظ شده بود. در پارت برف روبی پشت بام کمی بیشتر اگر به فضا پرداخته می‌شد خیلی کامل‌تر می‌شد به خصوص لحظه‌ای که صغری می‌خواست اون کار رو انجام بده و سر بخوره و بیفته. یه کم خلاصه شده بود اون تکه به نظرم و اگر به اتفاق بزرگ از پشت بام افتادنش بیشتر پر و بال داده بشه بهتر هم می‌شه نوشته تون.

 🌹 نقطه‌ی عطف: و اما نقطه‌ی عطف رمان شما از نظر من، تشبیهات بسیار زیباییه که در روایت داستان ازش بهره گرفتین که دوستشون داشتم به خصوص در مورد توصیف درخت‌ها و صخره‌ها!
مثلا دو تکه از رمان که تشبیه زیبا داره :  "دو درخت سمت چپ که به چنارها نزدیکترند.گویی در ورطه‌ی یک عشق زیبا غوطه ور شده اند و از دیگر درختان فاصله گرفته اند. تا راحت تر عاشقانه هایشان را در گوش هم زمزمه کنند."
"کمی آن طرف تر به فاصله‌ی چند متری از چنارها،دو صخره روبه روی هم ایستاده‌اند.
انگار خودشان را کنار زده‌اند که حداقل یک نفر از مابین انها بتواند رد شود.
دو صخره‌ی بلند که وقتی در بین آنها قرار میگری میترسی که مبادا یک دفعه بسته شوند و تو را ببلعند"

و واقعا به گوشه ای از واقعیت‌های زندگی های روستایی خوب اشاره کردین. اعتیاد، نا امیدی، سطح پایین فرهنگ بعضی از جوامع روستایی که خودم از نزدیک شاهد هستم و به عینه همونیه که در داستانتون ذکر کردین. شاید محل روستا فرق بکنه اما ساختار و زد و بند های یکسانی دارن اکثر روستا‌هایی که من از نزدیک تا الان دیدم.

🌹پیرنگ: در مورد پیرنگ داستان، داستان جای کار داره؛ همون طور که پیرنگ داستان های همه‌ی ماها هنوز داره؛ اما گذر فصول رو به خوبی در داستان بیان کردین! طرح اولیه‌ی داستانتون رو دوست دارم‌ و موضوعش رو.  برای کسانی که محیط‌های روستایی رو شاید به عینه ندیده باشن می‌تونه کمک‌کننده باشه که آشنا بشن و لمس کنن زندگی‌های این شکلی رو.

🌹شخصیت پردازی: تا این جای داستان که پارت گذاشتین داخل سایت و من خوندم خوب بوده و تونسته در ذهنم بشینه شخصیت های داستان و ظاهر و رفتار‌هاشون ملموس باشه.

🌹نقطه‌ی اوج: فکر می کنم تازه شروع کردین رمانتون رو و هنوز به نقطه‌ی اوج نرسیده باشه رمان.

🌹در آخر هم یک سری ایراد‌های نگارشی داشت که خوب توی ویراستاری بر طرف می‌شه و زیاد  در چهار چوب نقد یک اثر ملاک نیست. مهم هست اما برطرف می‌شه.
من موضوع داستان و ایده‌ی اولیه ی اون رو پسندیدم و از همین جا بهتون خدا قوت می‌گم و رمانتون رو دنبال می‌کنم و امیدوارم روزی کتاب " فرار کن می‌میری" رو در کتابخونه‌‌ام داشته باشم.
موفق و موید باشید🌹

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

انگار شما داستان من رو نوشتین...هر چی گفتین درست بود.خیلی ممنونم ازتون.خیلی خیلی ممنونم ازتون بابت این درک و نگرش زیبا و توضیح و نقد کاملتون🌹

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد رمان فرارکن می میری

من چند پارتی رو از رمان رو خوندم

توی چند پارت اول بیشتر به فضاسازی پرداخته بودین. شروع داستان به نظرم به یه هیجان هم احتیاج داره.

فضاسازی و حس آمیزی هم خوب بود.

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ... من چون در مسافرت هستم ، وقت نکردم رمان رو کامل بخونم اما تا جایی که خوندم نظرهام رو می گم :

۱_شخصیت پردازی خیلی خوب بود .

۲_حس آمیزی خوب بود .

۳_علائم نگارشی بیشتر باید کار بشه .

و در آخر اینکه موفق باشید و به نظرم در کل داستان خوبی بود و جای تلاش و بهتر شدن هم داشت . 

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، sosanafasi گفته است :

نقد رمان فرارکن می میری

من چند پارتی رو از رمان رو خوندم

توی چند پارت اول بیشتر به فضاسازی پرداخته بودین. شروع داستان به نظرم به یه هیجان هم احتیاج داره.

فضاسازی و حس آمیزی هم خوب بود.

با شما موافقم .

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 11 دقیقه قبل، نواب قلی پور دشتکی گفته است :

انگار شما داستان من رو نوشتین...هر چی گفتین درست بود.خیلی ممنونم ازتون.خیلی خیلی ممنونم ازتون بابت این درک و نگرش زیبا و توضیح و نقد کاملتون🌹

این هنر انتقال حس شما بود و توانایی قلمتون که تمام و کمال حس رو منتقل کرد🌹

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

اولین چیزی که توی رمان فرار کن میمیری جناب قلی پور توجه من رو جلب کرد محیطی بود که داستان زندگی این افراد در اون اتفاق میوفته. از اون جایی که پرسیدم و جواب دادین که این رمان اولین کار حرفه ای شماست باید بابت این جسارت و شجاعت برای انتخاب بیان زندگی روستایی بهتون تبریک بگم. چون اغلب افراد وقتی شروع به نوشتن می کنن موضوع و محیطی رو انتخاب می کنن که ریسک کمتری داشته باشه و بتونه مخاطب رو جذب کنه.

دومین نکته ای که به نظرم اومد روایت بی پرده و عریان معضلات اجتماعی مثل مشروب خواری جوانان که در پارت اول و اعتیاد شخصیت مراد توی چند پارت آخر بود که به نظرم باز روحیه ی نترس نویسنده رو بیان می کنه.

تنها چیزی که به عنوان نقد می تونم بگم فارغ از نثر روان و قلم قوی استفاده از کلماتی هست که شاید برای من خواننده ی آمارتور زیاد با گوشم مانوس نباشه و گیجم بکنه.

و فضا سازی و حس پردازی کار هم خیلی خوب بود به گونه ای که پارت آخر واقعا متاثرم کرد و تا چند ساعت احساساتم باهاش درگیر بود.

موفق و پیروز باشید.

ویرایش شده در توسط افسانه دردمن
  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام 

چیزی که در وجه ی اول برای من جالب توجه بود 

اینه که تا به حال رمانی نخوندم که یک نویسنده مرد،بتونه خودش رو جای شخصیت زن قرار بده و حسیات و ویژگی های یک زن رو بخوبی منتقل کنه

تبریک به شما دوست عزیز که در این امر موفق بودید

نظر کلی که دارم اینکه رمان شما الان مناسب نقد نبود چون من تا الان فقط میتونم نظرم رو در مورد قلم شما و ویژگی هاش بگم هنوز به قسمت های سوال برانگیز داستان نرسیدیم که بتونم

یک نقد جامعه خدمتتون ارائه بدم.

یکمی برای نقد رمانتون زود بود

تا اینجا که خوندم

رمان یک سیر ملایم داشت

نام رمانتون نام مناسبی بود اما غیر قابل حدس یه جورایی آدم رو سورپرایز کرد چون من اسم رمانتون رو که خوندم فکر کردم الان در مورد یه قاتل جانی باشه و بیشتر تصورم یک داستان جنایی و پلیس محور بود. تا شروع از مردمان ساده و مثبت گرای روستایی.

تا اینجا بیشترفضا سازی داشتیم،اما فضا سازی خوب و به جایی داشتید مخصوصا در پارت پایانی ،کاملا میشد چنین فضایی رو که مهری صغری رو بغل کرده و اطرافیان در چه موقعیتی قرار دارند رو تصور کرد.

حس امیزی هر چه پارت ها پیش می‌رفت حس امیزی تون قوی تر میشد و پارت ۱۴ ام به بعد حس امیزی قابل انتقال و ملموس بود

ادبیات جالبی داشتید،و با توجه به ادبیاتتون رمان رو از فضا یکنواختی خارج کرده بودید و نقطه ی جذاب قلمتون هم به نظرم همینه

پارتهای انتهایی رو غلط املایی به چشم میخورد و حتی بعضی جاها کلماتی رو جا انداخته بودید

این نقد قلم شما و سبک نوشتن تون بود 

برای نقد پیرامون موضوع و نقاط عطف داستان باید داستانتون پیش بره تا ببینیم چه اتفاقاتی در انتظار این خانواده به ویژه مهری هست

موفق و سربلند باشید قلمتون همواره نویسا

 

 

  • Like 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 9 دقیقه قبل، Zahrasheakhpoor گفته است :

با سلام 

چیزی که در وجه ی اول برای من جالب توجه بود 

اینه که تا به حال رمانی نخوندم که یک نویسنده مرد،بتونه خودش رو جای شخصیت زن قرار بده و حسیات و ویژگی های یک زن رو بخوبی منتقل کنه

تبریک به شما دوست عزیز که در این امر موفق بودید

نظر کلی که دارم اینکه رمان شما الان مناسب نقد نبود چون من تا الان فقط میتونم نظرم رو در مورد قلم شما و ویژگی هاش بگم هنوز به قسمت های سوال برانگیز داستان نرسیدیم که بتونم

یک نقد جامعه خدمتتون ارائه بدم.

یکمی برای نقد رمانتون زود بود

تا اینجا که خوندم

رمان یک سیر ملایم داشت

نام رمانتون نام مناسبی بود اما غیر قابل حدس یه جورایی آدم رو سورپرایز کرد چون من اسم رمانتون رو که خوندم فکر کردم الان در مورد یه قاتل جانی باشه و بیشتر تصورم یک داستان جنایی و پلیس محور بود. تا شروع از مردمان ساده و مثبت گرای روستایی.

تا اینجا بیشترفضا سازی داشتیم،اما فضا سازی خوب و به جایی داشتید مخصوصا در پارت پایانی ،کاملا میشد چنین فضایی رو که مهری صغری رو بغل کرده و اطرافیان در چه موقعیتی قرار دارند رو تصور کرد.

حس امیزی هر چه پارت ها پیش می‌رفت حس امیزی تون قوی تر میشد و پارت ۱۴ ام به بعد حس امیزی قابل انتقال و ملموس بود

ادبیات جالبی داشتید،و با توجه به ادبیاتتون رمان رو از فضا یکنواختی خارج کرده بودید و نقطه ی جذاب قلمتون هم به نظرم همینه

پارتهای انتهایی رو غلط املایی به چشم میخورد و حتی بعضی جاها کلماتی رو جا انداخته بودید

این نقد قلم شما و سبک نوشتن تون بود 

برای نقد پیرامون موضوع و نقاط عطف داستان باید داستانتون پیش بره تا ببینیم چه اتفاقاتی در انتظار این خانواده به ویژه مهری هست

موفق و سربلند باشید قلمتون همواره نویسا

 

 

من هم به این موضوع فکر کردم که یک نویسنده‌ی مرد دست گذاشته روی یک زن و احساساتش که خیلی تحسین بر‌انگیزه و جالب!

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 22 دقیقه قبل، Andishehparvizi گفته است :

من هم به این موضوع فکر کردم که یک نویسنده‌ی مرد دست گذاشته روی یک زن و احساساتش که خیلی تحسین بر‌انگیزه و جالب!

بله متوجه شدم نقدتون رو که مطالعه کردم برام جالب بود طرز تفکرات مون در نقد نزدیک بهم بود به ویژه در مورد موضوع و نام رمان من هم ابتدا فکر کردم که یک رمان جنایی رو خواهیم داشت

  • Like 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستم قلم بسیار توانمندی داری..

خیلی خوب یک جامعه روستایی رو به تصویر کشیدی.

امیدوارم روزی این رمان رو تو کتابخونه های دشتک ببینم

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خدمت نویسنده ی گرامی

من تا اونجایی که شد خوندم 

رمان رو می تونستی بهتر بنویسی 

کلیت داستان خوبه 

قلمت هم باید روش کار کنی که عالی بشه نمی گم عالیه جای کار داره ولی خوبه

علامت های نگارشی مثل ویرگول و ... همچنان مشکل دارن و بعضی جاها نوشتاری ها مشکل دارن

به نظرم پارت اول رو باید هیجانی تر شروع می کردی 

شخصیت پردازی ۶۰ درصد به دلم نشست از ۱۰۰ درصد

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در کل خوب بود و می تونست از همه جهت عالی باشه

برای شما آرزوی موفقیت می کنم به امید این که روی کتابتون چاپ بشه.

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام قلم خوب و جذابی دارین و شخصیت پردازی و  اینا تاجایی که من خوندم خوب بود و موضوع هم جالب بود.

موفق باشید

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 ساعت قبل، Andishehparvizi گفته است :

سلام، آقای قلی پور بهتون تبریک می‌گم قلم گیرا و جذابی دارین. با اجازه من نظرم رو می‌گم. امیدوارم به دردتون بخوره.

🌹نام اثر: یه ترکیب سه کلمه‌ای جالب بود که آدم رو راغب می‌کنه به خوندن و  ابتدا حس یک داستان جنایی رو القا می‌کنه اما وقتی شروع می‌کنی به خوندن داستان از یک محیط آروم روستایی شروع می‌کنه به آغاز شدن و کم، کم دستت می یاد که منظور از فرار، فرار از کشمکش‌های درونی هست که شخصیت‌ها دارن و  فرار از منجلاب شرایط بد زندگی هست که به این کشمکش ها دامن زده. البته به زعم من که تا اینجای داستان این جوری برداشت کردم و این آدم رو غافل‌گیر می‌کنه و می تونه یک نقطه‌ی قوت باشه.

 🌹شروع داستان:  شروع  داستان به نظر من سخت ترین جای داستانه و باید اون هیجان رو ایجاد کنه تا خواننده دوست داشته باشه ادامه اش رو بخونه  شروع داستان  شما حس خوبی رو منتقل می‌کرد و  من به شخصه این جور شروع های آروم  رو دوست دارم. رمان خودم هم شروعش همین طوره و با معرفی فضای داستان شروع می‌شه. اما؛ اگر شروع موفق تری رو بخوایم داشته باشیم باید بتونیم یه شوک کوچولو، همون سطرهای اول به خواننده وارد کنیم نه  این که صرفا فضا‌سازی داستان رو داشته باشیم. عرض کردم مشکل رمان من هم همینه و جای کار داره. اگر بتونین در شروعش در همون سطر‌های ابتدایی تجدید نظر کنین یک قدم از بقیه جلوتر خواهید بود چون این ضعف اکثر رمان‌هاست.

🌹فضاسازی: خیلی خوب و کافی بود به ویژه در پارت اول و در پارت‌های بعدی هم علاوه بر پارت اول حفظ شده بود. در پارت برف روبی پشت بام کمی بیشتر اگر به فضا پرداخته می‌شد خیلی کامل‌تر می‌شد به خصوص لحظه‌ای که صغری می‌خواست اون کار رو انجام بده و سر بخوره و بیفته. یه کم خلاصه شده بود اون تکه به نظرم و اگر به اتفاق بزرگ از پشت بام افتادنش بیشتر پر و بال داده بشه بهتر هم می‌شه نوشته تون.

 🌹 نقطه‌ی عطف: و اما نقطه‌ی عطف رمان شما از نظر من، تشبیهات بسیار زیباییه که در روایت داستان ازش بهره گرفتین که دوستشون داشتم به خصوص در مورد توصیف درخت‌ها و صخره‌ها!
مثلا دو تکه از رمان که تشبیه زیبا داره :  "دو درخت سمت چپ که به چنارها نزدیکترند.گویی در ورطه‌ی یک عشق زیبا غوطه ور شده اند و از دیگر درختان فاصله گرفته اند. تا راحت تر عاشقانه هایشان را در گوش هم زمزمه کنند."
"کمی آن طرف تر به فاصله‌ی چند متری از چنارها،دو صخره روبه روی هم ایستاده‌اند.
انگار خودشان را کنار زده‌اند که حداقل یک نفر از مابین انها بتواند رد شود.
دو صخره‌ی بلند که وقتی در بین آنها قرار میگری میترسی که مبادا یک دفعه بسته شوند و تو را ببلعند"

و واقعا به گوشه ای از واقعیت‌های زندگی های روستایی خوب اشاره کردین. اعتیاد، نا امیدی، سطح پایین فرهنگ بعضی از جوامع روستایی که خودم از نزدیک شاهد هستم و به عینه همونیه که در داستانتون ذکر کردین. شاید محل روستا فرق بکنه اما ساختار و زد و بند های یکسانی دارن اکثر روستا‌هایی که من از نزدیک تا الان دیدم.

🌹پیرنگ: در مورد پیرنگ داستان، داستان جای کار داره؛ همون طور که پیرنگ داستان های همه‌ی ماها هنوز داره؛ اما گذر فصول رو به خوبی در داستان بیان کردین! طرح اولیه‌ی داستانتون رو دوست دارم‌ و موضوعش رو.  برای کسانی که محیط‌های روستایی رو شاید به عینه ندیده باشن می‌تونه کمک‌کننده باشه که آشنا بشن و لمس کنن زندگی‌های این شکلی رو.

🌹شخصیت پردازی: تا این جای داستان که پارت گذاشتین داخل سایت و من خوندم خوب بوده و تونسته در ذهنم بشینه شخصیت های داستان و ظاهر و رفتار‌هاشون ملموس باشه.

🌹نقطه‌ی اوج: فکر می کنم تازه شروع کردین رمانتون رو و هنوز به نقطه‌ی اوج نرسیده باشه رمان.

🌹در آخر هم یک سری ایراد‌های نگارشی داشت که خوب توی ویراستاری بر طرف می‌شه و زیاد  در چهار چوب نقد یک اثر ملاک نیست. مهم هست اما برطرف می‌شه.
من موضوع داستان و ایده‌ی اولیه ی اون رو پسندیدم و از همین جا بهتون خدا قوت می‌گم و رمانتون رو دنبال می‌کنم و امیدوارم روزی کتاب " فرار کن می‌میری" رو در کتابخونه‌‌ام داشته باشم.
موفق و موید باشید🌹

بانوی عزیز نقدت رو خوندم و ممنون که شرکت کردی در نقد امشب 

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام و خسته نباشید.

رمانتون فضا سازی خیلی خوبی داشت به طوری که من خیلی راحت می توانستم فضای داستان رو تجسم کنم.

اما در ابتدای رمان بیشتر فضا سازی بود تا پردازش به موضوع داستان، من معتقدم یک رمان برای جذب مخاطب باید شروعش حتما هیجان داشته باشه که در رمان شما من این هیجان رو ندیدم.

در کل به قلمتون احسنت می گم واقعا زیبا و قوی نوشتید.

و در آخر می نباید به فعل چسبیده بشه😊

این و گفتم چون قلمتون رو دوست داشتم و نخواستم ایرادی در اون ببینم.

موفق باشید. 

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در ۱ ساعت قبل، سونیا منصوری گفته است :

بانوی عزیز نقدت رو خوندم و ممنون که شرکت کردی در نقد امشب 

ممنونم خانم منصوری عزیزم.خدا قوت🌹

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خسته نباشید🌷

رمانتون برای من جذاب بود هر چند که در ابتدا تمایلی برای مطالعه نداشتم ولی بعد از اینکه خوندمش کنجکاو شدم تا آخرش ادامه بدم و تا حالا رمانی مثل رمان شما نخونده بودم.

شخصیت پردازی رمانتون خوب بود ولی می‌تونست گویاتر باشه و اینکه به نظرم زیاد نمی‌شد همزاد پنداری با شخصیت‌ها کرد، می‌تونستید بیشتر درمورد شخصیت‌ها توضیح بدین. در مورد رابطه‌ی مراد و مهری یا حتی مهری و خانواده‌ش بیشتر حرف زد به نظرم برای تمام کردن عجله کردین.

تشبیهات اولیه رمان( سه تا درخت و صخره‌ها) جالب بود و فضا سازی خوب بود هر چند بعضی قسمت‌های رمان زیاد روی فضاسازی کار نشده بود و جای خالی فضاسازی حس می‌شد. 

لحن رمان بعضی جاها از ادبی به عامیانه تغییر کرده بود و اشکالات نگارشی هم وجود داشت(*هول به معنای دستپاچه شدن و حول به معنای اطراف/ عصبانیت درسته و...)

اینکه روی یک جامعه‌ی روستایی کار کردین جالب بود و احتمالا درمورد فرهنگ و آداب و رسوم روستا هم تحقیقاتی کردین و چه خوب می‌شد بهتر در این مورد توضیح بدین. 

اسم رمان جذاب بود و باعث کنجکاوی من شده بود منتظر یک رمان ترسناک یا جنایی بودم و تا اینجا غافلگیر شدم! 

در آخر عذرخواهی می‌کنم اگر جایی در نقد اشتباه برداشت کردم،

ممنون از به اشتراک گذاشتن اثر متفاوتتون🌷موفق باشید. 

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر


درباره گروه هفت هنر

گروه هفت هنر با هدف ترویج فرهنگ هنر در فضای مجازی راه اندازی شده است.

تمامی حقوق برای گروه هفت هنر محفوظ می باشد و

کپی برداری از پوسته یا قالب و محتوا پیگرد قانونی دارد . )

اطلاع از اخرین خبر ها

اطلاعات تماس

https://www.nafisateam.com/fa

اطلاعات مهم

By using this site, you agree to our شرایط استفاده.