میراث من عذاب - نقد رمان میراث من عذاب - گروه هفت هنر/ 7artsgroup رفتن به مطلب
کاربر مهمان هستید؟ اینجا کلیک کنید تا عضو شوید

گروه هفت هنر
اخبار و اعلامیه ها
  • هرگونه کپی برداری از متن های سایت بدون اعلام منبع و یا رمان های نویسنده های سایت پیگرد قانوی خواهد داشت/هرگونه استفاده و کپی از کتاب های ویراستاری شده و ترجمه شده و تالیف شده در این سایت بدون مجوز کتبی از مدیر کل سایت ممنوع است و پیگرد قانونی خواهد داشت. فایل کتاب های پی دی اف شده در تالار ادبیات / رمان های ایرانی / رمان های خارجی / داستان های کوتاه/ فروش صنایع دستی در بخش فروشگاه / اطلاعیه ی درخواست طراحی جلد کتاب / اطلاعیه ی ثبت نام کاربر ویژه / اطلاعیه ی بخش ماهنامه / به سایت هفت هنر خوش آمدید.
  • برای تعیین سطح جهت شرکت در ترم های آموزش نویسندگی به بخش مسابقه امتحان ویراستاری مراجعه فرمایید
  • نفیسا تیم/‬ https://www.nafisateam.com !به سایت هفت هنر خوش آمدید عید 9 ربیع الاول مبارک باد

پست های پیشنهاد شده

نقد رمان میراث من عذاب .

خب اولین چیزی که توی دید اول نظر خواننده رو برای خوندن رمان جلب می کنه اسمشه که کاملا متناسب با رمان انتخاب شده .

موضوع رمان در عین واقعی و تلخ بودنش زیباست !

شخصیت پردازی می تونم بگم عالی بوده که تونستید محکمی و احساسی بودن شیرین و مردونگی امیرحسام‌ رو نشون بدین .

پیرنگ می تونم بگم خوب بود .

فضاسازی هم متوسط بود و ای کاش برای اوایل رمان بیشتر روش کار بشه .

حس آمیزی هم خوب بود .

کمی ایراد نگارشی در رابطه با علائم نگارشی بود که خب با کمی تمرین و تکرار حل می شه .

امیدوارم که از انتقادهام ناراحت نشده باشید نویسنده ی عزیز ... و در آخر اینکه براتون آرزوی موفقیت دارم و با توجه به اینکه این رمان اولین کار شما بوده ، می تونم بگم استعدادِ ویژه ای در نوشتن دارین .

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام نویسنده ی عزیز

نام رمانتون حس غمگین به آدم میده اما فکر می کنم برای رمان مناسب بود.

موضوع رمان خوب بود.

حس آمیزیتون هم خوب بود.

موفق باشید.

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد رمان میراث من عذاب

سلام وخسته نباشید.

ابتدای رمان طوری شروع شده بود که خواننده رو مشتاق می کرد به خوندن ادامش ولی خیلی سریع ماجرا تمام و کمال توضیح داده شد بنظر من بهتر بود به این سرعت ماجرا باز نشه.

فضاسازی چندان قوی نبودتواوایل رمان روش کار میشد بهتر بود.

نوشته هاتون خیلی خوب احساستون رو منتقل میکنه.

به امید موفقیت هاتون.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام سحر عزیز

داستان شما واقعا زیبا بود. من که خیلی خوب تونستم با داستان ارتباط برقرار کنم

موفق باشی عزیزم

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 5 دقیقه قبل، sosanafasi گفته است :

سلام نویسنده ی عزیز

نام رمانتون حس غمگین به آدم میده اما فکر می کنم برای رمان مناسب بود.

موضوع رمان خوب بود.

حس آمیزیتون هم خوب بود.

موفق باشید.

موافقم .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد رمان میراث من عذاب 

اسم رمان در متن داستن به وصوح پیداست.اسم قشنگیِ و به رمان می خوره.اما من خودم شخصا رمانی رو دوست دارم که اسمش نامفهوم باشه و صریح به خواننده نگه چه خبره.یه سوپرایز باشه تقریبا.

داستان خیلی مهیج و کنجکاو کننده شروع می شه.در واقع شروع داستان بسیار قویِ و موضوعی که به اون پرداخته می شه موضوع قشنگیِ.

این مشکل تقریبا در بعضی روستا ها همچنان هست و دامن گیر جوانان می شه که یک نفر که می میره زنش رو باید برادرش بگیره.

اما زیبایی داستان اونجا شکل می گیره که برادر شوهر ماهرخ عاشق خواهر ماهرخ می شه و این تداخل عشق و عذاب رو به قشنگی به نمایش می زاره.


فضاسازی خوبه اما شخصیت پردازی و دیالوگ ها خیلی قشنگ تره .

کاش رمان رو به زبان سوم شخص می نوشتید و یا اول شخص رو به زبان ادبی می نوشتید.
بعضی جاهای رمان زبان ادبی و محاوره ای قاطی می شه.
بعضی جاها زمان گذشته و حال قاطی می شه.
داستان با اینکه خوب شروع می شه اما در پارت ده به اونور کمی خسته کننده می شه که در پارت پونزده باز اوج می گیره.
کاش به جای امیرحسین و امیر حسام از تک اسمی مثلا حسین و حسام استفاده می کردین.من قاطی می کردم اسمارو...

یه جاهاییش که خیلی خوشم اومد این بود که به ظرافت از جاذبه هایی که یک مرد می تونه برای یک خانوم داشته باشه گفتین که من تا به حال نمی دونستم.
یه جاذبه های یک خانم برای یک مرد.

داستان واقعا حس رو به خواننده منتقل می کنه و بعضی جاها نمی تونستم خودم رو به جای ماهرخ بزارم و این همه رنج رو متحمل بشم.

غلط های املایی و نگارشی داره که فدای سرتون در ویراستاری درست می شه.

در کل داستان قشنگیِ و من دوسش داشتم.موفق باشید .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

سلام خدمت خانم منصور عزیز

من رمانتون رو تمام و کمال توی کانال دنبال می کنم و خیلی باهاش ارتباط حسی برقرار کردم. موضوع رمانتون رو خیلی می پسندم چون توی اطرافم دیدم کسانی رو که با این رسم منسوخ و منحوس دست به گریبان هستن و دچار چه مشکلاتی میشن.

حس آمیزی خوب و روون بود. شاید یه جاهایی فضاسازی خوب پرداخت نشده بود که این بنابر این که کار اولتون هست قابل اغماض و چشم پوشی هست.

تنها نکته ای که گاهی من رو موقع خوندن پارتها دچار سردرگمی می کنه درهم شدن سبک ادبی با سبک محاوره است و من واقعا یک جاهایی گیج می شدم.

به غیر از این من واقعا از خوندن رمانتون لذت می برم.

موفق و پیروز باشید بانو جان

ویرایش شده در توسط افسانه دردمن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ممنون دوستان لطف دارین رمان میراث من عذاب اولین نوشته ی من هست لطفی که داشت این بود با عزیزانی اشنا شدم استاد عزیز خانم قلندری و دو دوست بیشتر خواهر که خیلی زیاد راهنمایی کردن من رو. سونیا و پریسا گلم

ممنون از وقتی که گذاشتین و میراث من عذاب رو خوندین همین نقده ها و دید گاه ها هست که قلم یک نویسنده رو پخته تر می کنه😘😘😘

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

سلام و خسته نباشید به سحر عزیزم.

موضوع رمان خیلی زیبا بود مخصوصا که این مسئله و این نحوه ی ازدواج هنوز هم در خیلی از شهر ها پابرجاست.

و شما به بهترین شکل اون و به قلم کشیدید.

اسم رمان هم من از روز اول خوشم اومده بود واقعا جذب کننده است.

اول داستان قشنگ شروع شده بود. حس آمیزی و فضا سازی در طول رمان خیلی عالی بود.

امیدوارم شاهد کاغذی شدن این اثرتون باشیم.

 

 

ویرایش شده در توسط شیما

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام اسم رمان زیباست و کاملا مفهوم داستان رو میرسونه 

فقط بعضی جاها ادبی و محاوره ای مشخص نبود و ترکیب بودن

حس آمیزی خوب بود

یکمم ایراد نگارشی داشت که انشاالله درست میشه

با آرزوی موفقیت عزیزم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خسته نباشید!
رمانت از نظر من بی‌نظیر و واقعا جذاب بود، فضاسازی خوبی داشت خیلی راحت در جریان رمان غرق شدم. شخصیت‌ پردازی هم عالی بود. اسم رمان دقیقا مثل خودش تلخ بود اما به نظرم بعضی جاها متن تغییر لحن بین محاوره و ادبی داشت. اینکه تونستید این رسم قدیمی رو به این شکل نشون بدین به نظرم بین رمان‌های با موضوع یکسان، کم نظیر و قوی بود. حس آمیزی هم قوی بود و حالات شخصیت‌ها قابل لمس بود. هر چند پرش بین گذشته و حال بعضی مواقع باعث گیجی می‌شد اما رمانتون بی‌نهایت زیبا بود. 

(این چند مورد به نظرم اومد نوشتم

۱. جنگی که می دونستم تنها هستم توی میدونش
به نظرم از لحاظ جمله بندی ایراد داره و این بهتر بود جنگی که از اول تنها بازنده‌ی اون من بودم.
۲. میخ عکس امیرحسینم بود که با قاب چوبی و ربان سیاهِ گوشه ی عکس که با هرنگاه بهش به خودم می پیچیدم
به نظرم به کار بردن دوتا که توی یک جمله درست نیست می‌شد از ویرگول یا کلمه‌ی دیگه‌ای استفاده کرد.
*عصبانیت، وول خوردن، هاله، حلال
چوب با MDF فرق میکنه
نگاه آشنایی که حالا آمیخته با زهر بود یا زهرآگین بود درست‌تر از شبیه زهرآگین بودنه.)

موفق باشید🌹

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سحربانوی عزیز من هم بگم که رمانت رو دوست دارم و یه سری ویرایش می خواد که نگارشی هست و زیاد باهاش کاری ندارم چون موقعه ی ویرایش اصلی برطرف می شه. 

مهم داستان هست که میشه باهاش ارتباط برقرار کرد و حس گرفت.

به امید چاپ کتابت عزیز دلم

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 49 دقیقه قبل، Aida1 گفته است :

نقد رمان میراث من عذاب .

خب اولین چیزی که توی دید اول نظر خواننده رو برای خوندن رمان جلب می کنه اسمشه که کاملا متناسب با رمان انتخاب شده .

موضوع رمان در عین واقعی و تلخ بودنش زیباست !

شخصیت پردازی می تونم بگم عالی بوده که تونستید محکمی و احساسی بودن شیرین و مردونگی امیرحسام‌ رو نشون بدین .

پیرنگ می تونم بگم خوب بود .

فضاسازی هم متوسط بود و ای کاش برای اوایل رمان بیشتر روش کار بشه .

حس آمیزی هم خوب بود .

کمی ایراد نگارشی در رابطه با علائم نگارشی بود که خب با کمی تمرین و تکرار حل می شه .

امیدوارم که از انتقادهام ناراحت نشده باشید نویسنده ی عزیز ... و در آخر اینکه براتون آرزوی موفقیت دارم و با توجه به اینکه این رمان اولین کار شما بوده ، می تونم بگم استعدادِ ویژه ای در نوشتن دارین .

سلام باید بگم لطف کردین و وقت گذاشتین برای خوندن نوشته هام درست گفتین اشکال دارم و تا اونجایی که بتونم با راهنمایی دو ستان و استاد درست کردم اما باز هم در اتمام رمان باید از اول ویرایش بشه 

امیدوارم استعداد داشته باشم و با تمرین بتونم درست بنویسمش

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

farangis:
با سلام  خدمت خانم منصور عزیز 
به نظر من اولین چیزی  که خواننده  رو ترغیب  به دنبال کردن  رمان میکنه  اینه که داستان بر اساس واقعیت نوشته شده،و خوب هنگام شروع رمان فضا سازی  بسیار زیبا و قلم روانتون  هم بسیار تاثیر گذار هست .
البته باید  بگم  که یه  سری توضیحات اضافه داده میشه که اصلا لازم به گفتن نیست مثلا به عنوان نمونه :به سوی ماشین میروم  سویچ را از جیبم  در می آورم  در را باز میکنم  و بعد از روشن  کردن  ماشین با سرعت  از آنجا  دور میشوم  .خوب  میشد کوتاه تر نوشت .
اینکه یه دختر ضعیف که دیگران براش  تصمیم  میگیرن   نقش اصلی  رمان هست یه نقطه ی قوت میتونه باشه  و هستند اینطور دخترانی که تعدادشان  کم هم نیست.  ولی متاسفانه  کمتر به این  تیپ از زنان   در رمان های   مواجه  میشیم .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 37 دقیقه قبل، Elahe.N گفته است :

سلام خسته نباشید!
رمانت از نظر من بی‌نظیر و واقعا جذاب بود، فضاسازی خوبی داشت خیلی راحت در جریان رمان غرق شدم. شخصیت‌ پردازی هم عالی بود. اسم رمان دقیقا مثل خودش تلخ بود اما به نظرم بعضی جاها متن تغییر لحن بین محاوره و ادبی داشت. اینکه تونستید این رسم قدیمی رو به این شکل نشون بدین به نظرم بین رمان‌های با موضوع یکسان، کم نظیر و قوی بود. حس آمیزی هم قوی بود و حالات شخصیت‌ها قابل لمس بود. هر چند پرش بین گذشته و حال بعضی مواقع باعث گیجی می‌شد اما رمانتون بی‌نهایت زیبا بود. 

(این چند مورد به نظرم اومد نوشتم

۱. جنگی که می دونستم تنها هستم توی میدونش
به نظرم از لحاظ جمله بندی ایراد داره و این بهتر بود جنگی که از اول تنها بازنده‌ی اون من بودم.
۲. میخ عکس امیرحسینم بود که با قاب چوبی و ربان سیاهِ گوشه ی عکس که با هرنگاه بهش به خودم می پیچیدم
به نظرم به کار بردن دوتا که توی یک جمله درست نیست می‌شد از ویرگول یا کلمه‌ی دیگه‌ای استفاده کرد.
*عصبانیت، وول خوردن، هاله، حلال
چوب با MDF فرق میکنه
نگاه آشنایی که حالا آمیخته با زهر بود یا زهرآگین بود درست‌تر از شبیه زهرآگین بودنه.)

موفق باشید🌹

سلام مثال های که زدین درست و بجا بود موقع ویرایش بیشتر توجه می کنم 😍😘

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خانم منصور عزیز من از اوایل رمان همراهتون بودم  بدون رو در بایستی میگم نقاط قوت   رمان بسیار بسیار بیشتر از نقاط ضعفش  هست   قلمی بسیار روان دارید  وبا توجه به اینکه اولین کارتون  هست یه  شاهکار محسوب میشه. من لینک  کانال رو همون اوایل برای بسیاری از دوستام فرستادم و همگی از سبک و موضوع رمان تعریف میکردن   قلمتون مانا موفق باشید 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 11 دقیقه قبل، مامان آوان گفته است :

خانم منصور عزیز من از اوایل رمان همراهتون بودم  بدون رو در بایستی میگم نقاط قوت   رمان بسیار بسیار بیشتر از نقاط ضعفش  هست   قلمی بسیار روان دارید  وبا توجه به اینکه اولین کارتون  هست یه  شاهکار محسوب میشه. من لینک  کانال رو همون اوایل برای بسیاری از دوستام فرستادم و همگی از سبک و موضوع رمان تعریف میکردن   قلمتون مانا موفق باشید 

سلام شما لطف دارین و اگر نوشته هام به دل ها نشسته فقط باید از استادم تشکر کنم که بزرگواری کردن و درست نوشتن رو به من یاد دادن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درباره گروه هفت هنر

گروه هفت هنر با هدف ترویج فرهنگ هنر در فضای مجازی راه اندازی شده است.

( تمامی حقوق برای گروه هفت هنر محفوظ می باشد و کپی برداری از پوسته یا قالب و محتوا پیگرد قانونی دارد . )

اطلاع از اخرین خبر ها

اطلاعات تماس

×
×
  • جدید...

اطلاعات مهم

By using this site, you agree to our شرایط استفاده.