کارکرد عناصر بنیادین در داستان های مختلف - مقاله - گروه هفت هنر/ 7artsgroup
رفتن به مطلب
اخبار و اعلامیه ها
  • هرگونه کپی برداری از متن های سایت بدون اعلام منبع و یا رمان های نویسنده های سایت پیگرد قانوی خواهد داشت *** هرگونه استفاده و کپی از کتاب های ویراستاری شده و ترجمه شده و تالیف شده در این سایت بدون مجوز کتبی از مدیر کل سایت ممنوع است و پیگرد قانونی خواهد داشت. فایل کتاب های پی دی اف شده در تالار ادبیات / رمان های ایرانی / رمان های خارجی / داستان های کوتاه ***فروش صنایع دستی در بخش فروشگاه *** اطلاعیه ی درخواست طراحی جلد کتاب *** اطلاعیه ی ثبت نام کاربر ویژه *** اطلاعیه ی بخش ماهنامه *** به سایت هفت هنر خوش آمدید.
  • برای تعیین سطح جهت شرکت در ترم های آموزش نویسندگی به بخش مسابقه امتحان ویراستاری مراجعه فرمایید
  • نفیسا تیم/‬ https://www.nafisateam.com !به سایت هفت هنر خوش آمدید
  • اطلاعیه ها

    • نسرین قلندری/ مدیرکل

      چاپ کتاب   دوشنبه, 20 آذر 1396

      هیات انتخاب کتاب برای چاپ : استاد محمد طهرانی نیکجو - استاد علی پاینده - استاد محمد ابهری - استاد  امیر مددی شرایط چاپ کتاب را در این اطلاعیه بخوانید: نویسنده ی عزیز پس از اتمام تالیف کتاب در بخش تالیف رمان، و یا  ترجمه و یا اشعار و ... و  پایان ویراستاری در سایت هفت هنر و  با اطمینان از این که کتاب شما در سایت ها و کانال های دیگر  موجود نیست.  کتاب را در بخش درخواست چاپ ثبت کنید تا نسبت به بررسی کتاب برای  چاپ اقدام شود. شایان ذکر است که کتاب با هزینه ی سایت منتشر خواهد شد و شرایط فروش و قرارداد مابین نویسنده و ناشر یعنی سایت هفت هنر  در طی قراردادی مجزا جهت بررسی و امضاء  برای نویسنده ارسال خواهد شد.  - نوشته در همین سایت تالیف یا ترجمه و ... شده باشد. ( نوشته در مراحل نوشتن توسط هیات انتخاب کتاب خوانده می شود) - نوشته جذابیت لازم برای تایید هیات بررسی کتاب را داشته باشد. ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - نوشته از پیرنگ مناسب برخوردار باشد. ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - درست نویسی  ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - استفاده ی مناسب و به جا از علامت های نگارشی ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - نداشتن اشتباه های نوشتاری یا معنایی ( با تایید هیات بررسی و انتخاب کتاب برای چاپ) - نداشتن صحنه های غیر اخلاقی- نداشتن صحنه های غیر اخلاقی -فعالیت مستمر و حضور در سایت    - داشتن حداقل دویست دنبال کنند0 در سایت       تنظیمات اعلامیه با آرزوی موفقیت     تیم مدیریت هفت هنر شرایط  

پست های پیشنهاد شده

کارکرد عناصر بنیادین در داستان های مختلف

یک زمانی، مرد ثروتمندی در درشیخ شیراز زندگی می کرد. این درشیخ که می گویم اصلش درب شیخ و از محلات قدیم شیراز است. مرد یک پسر داشت و یک دختر. زمان می گذشت و می گذشت و مرد و همسرش پیر می شدند تا روزی که اجل سراغ همسر مرد آمد و جانش بگرفت. مرد که حالا دیگر پیرمرد شده بود و خلاصه هزار جور مرض و ناراحتی مثل تمام آدم ها که به سن کهولت می رسند، گریبانش را گرفته بود، بعد از مرگ همسرش در رفع احتیاجات روزمره ی خود ناتوان بود و محتاج فرزندان. البته اینجا یک مشکل اساسی وجود داشت، از یک سو پسر و عروس دستش را می گرفتند که بابا بیا و قدم بر سر ما بگذار و بیا منزل ما و از سوی دیگر دختر و داماد. خلاصه بچه ها پیرمرد را روی سر می گذاشتند و حسابی حلوا حلوایش می کردند. پیرمرد که اینچنین دید، برای جبران زحمات فرزندانش با خود اندیشید که خُب، این همه ثروت که من دارم، آخرش می رسد به این دو تا. بگذار همین حالا که زنده ام برای جبران زحمات فرزندانم ثروتم را بین آن دو تقسیم کنم.

و پیرمرد اینچنین کرد، غافل از اینکه از فردایش، پسر و عروس می گفتند که مواظبت از پدر وظیفه ی دختر است و دختر و داماد می گفتند که مواظبت از پدر وظیفه ی پسر است و پیرمرد هم این وسط ناچار افتاده بود که حال که همه ی ثروتش هم از دستش رفته و نمی تواند حتا خدمتکاری بگیرد، چه کند؟

پیرمرد با خودش فکر کرد و راه حلی اندیشید. داماد را خواست و گفت که پسرم، عزیزم، در زیرزمین خانه ی من صندوقچه ایست پر از طلا. این هم کلیدش. تو از طرف من وصی. وقتی من مُردم صندوقچه را باز کن و آن را به صورت مساوی بین پسر و دخترم تقسیم کن. این مطلب را هم به کسی نگو. رازیست بین من و تو.

و از سوی دیگر پسر را خواست و عین همین مطلب را به او گفت.

و خُب، حتماً خودتان هم می توانید حدس بزنید که چه شد. از فردا دوباره دختر از یکسو بابا بابا می کرد و پسر از سویی دیگر تا اینکه زمان گذشت و پیرمرد مرد. پسر کلید را برداشت و به زیرزمین خانه ی پدری رفت که دید داماد کلید انداخته در صندوقچه و می خواهد درِ آن را باز کند. داد و هوارش به آسمان رفت که تو اینجا چه می کنی و داماد هم ترسید و اصل ماجرا را گفت.

خلاصه بعد از کلی دَنگ و فَنگ و کلنجار رفتن و سر هم داد زدن، پسر و داماد به این نتیجه رسیدند که با هم صندوق را باز کنند و محتویاتش را تقسیم کنند.

اما وقتی اینچنین کردند، صندوق را خالی دیدند. تنها تکه کاغذی در صندوق بود. پسر و داماد کاغذ را برداشتند. در آن نوشته بود: لعنت خدا بر کسی که قبل از مرگ ارثش را تقسیم کند.

این داستانی که در بالا آورده ام را فردی بنام محمد جواد اسد سنگابی برایم تعریف کرده. سنگابی ها از خانواده های قدیمی شیراز هستند. وقتی به این داستان یا قصه یا حکایت یا هر چه که می خواهید اسمش را بگذارید فکر کردم دیدم که چه تشابهات جالبی بین این داستان و نمایشنامه ی شاه لیر اثر شکسپیر وجود دارد. نمایشنامه ای که آکیرا کوروساوا هم به شکلی دیگر آن را در فیلم آشوب به تصویر می کشد. در واقع فیلم آشوب نسخه ی ژاپنی نمایشنامه ی شکسپیر است. این تلنگری در ذهنم زد تا مبحث کارکرد عناصر بنیادین در داستان های مختلفرا مطرح کنم.

حکایت زنی را در نظر بگیرید که مرد عزب همسایه به او پیشنهاد همخوابگی می دهد. زن در ازای این کار پولی طلب می کند. همسایه پول را از شوهر زن قرض می کند و به زن میپردازد. بعد به شوهر می گوید که وام را به همسرش باز گردانده است. زن نیز ناگزیر می پذیرد و پول را به شوهرش باز می گرداند.

نسخه های بسیاری به شکل های متفاوت از این حکایت در کشور آمریکا نوشته شده. کوتاه ترین روایت را یکی از گردآورندگان حکایت های عامیانه در کارولینای شمالی ثبت کرده است. بوکاچیو به این حکایت جزئیات بیشتری افزوده و آن را به شکل داستان مدرن درآورده است. نام و حرفه ی شخصیت ها را آورده. شوهر را بازرگانی ثروتمند قرار داده و شاهکارش اینجاست که مرد عزب را کشیش. یک مرد خدا.

دو نسخه ی دیگر از این حکایت در دهه ی 1940 در نیویورک و کالیفرنیا ثبت شده است. در هر دو نسخه فاسق زن به او بجای پول جامه یخز گرانبهایی می بخشد. توجه کنید که آمریکا کشوری بسیار وسیع است و با نگاهی به نقشه متوجه خواهید شد که نیویورک در یک سمت آمریکا و کالیفرنیا در سمت دیگر آن است.

وقتی محققان آمریکایی به گذشته بازگشته اند دیده اند که نمونه هایی از حکایتی که فکر می کرده اند بومی مملکت خودشان است در هفتاد طوطیبه زبان سانسکریت آمده است.

هفتاد طوطی ماجرای مردی است که به سفری شصت و نه روزه می رود و زنش را به طوطی دست آموزش می سپارد.هر گاه که زن با خواسته ی دلدادگانش به وسوسه می افتد طوطی از او می خواهد که صبر پیشه کند تا حکایتی را برایش بازگوید. حکایتی از پس حکایتی می آید که چندین حکایت بر نقشمایه یعودت هدیه عاشق استوار است. در حکایت سی و پنجم، بازرگانی به منزل بازرگانِ غله می آید و می بیند که مرد در خانه نیست. زن را انگشتری ای می بخشد و می فریبد. ولی بعد پشیمان می شود و چون شوهر را در بازار می بیند از او می خواهد تا بار غله ای را که زن به جای انگشتری وعده کرده تحویل دهد. شوهر برمیآشوبد و برای اینکه معامله را بر هم بزندپسرش را به منزل می فرستد تا انگشتری را برای بازرگان پس بیاورد. (خود طریقه ی قصه گویی طوطی و حکایتی از پس حکایتی دیگر آدم را بیاد شهرزاد قصه گو می اندازد.)

تا سده ی چهاردهم هفتاد طوطی به فارسی و عربی ترجمه می شود. این ترجمه ها با تغییرهای فراوانی همراه بوده و در بیشتر آن ها حکایت هایی که بر پایه ی این نقشمایه بوده است حذف شده اند اما در داستان های عربی سده ی دوازدهم این نقشمایه وجود دارد. به گفته ی سپارگو این نقشمایه بنیان نسخه های گوناگونی از حکایت هاست که در سده نوزدهم در خاورمیانه رواج یافت. در اروپا این نقشمایه از نسخه های ایتالیایی سده چهاردهم به آلمان، فرانسه و انگلستان رفت. و فرهنگ آمریکا هم که می دانید، از مهاجران اروپایی سرچشمه می گیرد.

باربارا هرنشتاین اسمیت پژوهشهایی را ذکر می کند که صدها داستان را نسخه هایی از داستان سیندرلا دانسته اند و حتا از منتقدی نام می برد که معتقد است تمام رمان هایدیکنز اساساً نسخه هایی از سیندرلا هستند. برخی دیگر ادعا می کنند که سیندرلا صرفاً تجلی ظاهری داستان زیربنایی بلوغ روانی جسمانییا استعاره ای از رستگاری مسیحی است.

جوزف کمپبل در کتاب قهرمان هزار چهره (1949) بحث می کند که اسطوره، حکایتهای عامیانه و حتا رؤیاهای برگرفته از فرهنگ های گوناگون الگوی واحدی را نشان می دهند که ویتک اسطوره می نامد. این جهانشمولی رویدادهای روایت که کمپبل بر آن تأکید می کند پیشتر نیز توجه بعضی از پژوهشگران را جلب کرده بود. از جمله ی آن ها می توان به اف. ام. کورنفورد، جسی ال. وستون، و البته جیمز فریزر درکتاب شاخه ی زرین اشاره کرد. خلا صه ای که فریزر در یک نمودار و به شکل چرخه ای از عزیمت تا بازگشت ارائه می کند از این قرار است:

قهرمان اسطوره ای از کاشانه یا قصرش به راه می افتد. اغوا می شود و خواسته یا ناخواسته به آستانه ی ماجرا پا می نهد. در آنجا با شبحی رودررو می شود که نگهبان گذرگاه است. قهرمان یا این نیرو را سرکوب و آرام می کند و زنده به قلمرو تاریکی پا می گذارد... یا به دست او کشته می شود و به کام مرگ (قطع اندام، تصلیب) گرفتار می آید. ورای این آستانه، قهرمان از دنیای نیروهای غریب ولی صمیمی می گذرد که برخی او را به شدت تهدید می کنند (آزمون ها) و بعضی سحرآمیز یاری اش می رسانند (یاوران). و چون به خضیض دایره ی اسطوره می رسد، آزمونی سخت را از سر می گذراند و پاداش می یابد. این پیروزی شاید با وصال قهرمان و الهه مادر جهان همراه باشد (ازدواج مقدس)... اینک تنها کاری که باقی می ماند بازگشت است... قهرمان از قلمرو بیم و هراس بازمی گردد (بازگشت، رستاخیز). عطیه ای که قهرمان با خود می آورد جهان را به حالت نخست بازمی گرداند. (اکسیر)

اسطوره ی نوعی و اندکی متفاوت را لرد راگلان در کتاب قهرمان آورده است. کتاب راگلان در سال 1936 منتشر شد. این کتاب و کتاب کمپبل هر دو به سال 1956 تجدید چاپ شده است. کمپبل آرمانگرا و رؤیابین است در حالی که راگلان بر آن است تابسیاری از واقعیت های تاریخی را کم ارزش بشمارد و نشان دهد که این واقعیت ها در بنیاد سنتی اند زیرا حتا در تاریخ معاصر نیز می توان رویداد های پیش پا افتاده ای را پیدا کرد که در روند نقل سینه به سینه به داستان های 1کهن الگویی تبدیل شده اند.

نسخه ای که راگلان از پیرنگ جهانشمول به دست می دهد و همچون کمپبل آن را در فرهنگ های غربی و شرقی مییابد حکایت قهرمانی شاه تبار است که در موقعیتی نامعمول گرفتار آمده و به این شهره است که فرزند یکی از خدایان است. دشمنان بر آن می شوند تا او را در بدو کودکی به قتل برسانند ولی او از این مهلکه جان بدر می برد و از سرزمینی دیگر سر در می آورد. زن و مردی به تربیت او همت می گمارند و آن گاه همچون قهرمان کمپبل راهی سفر می شود. در این مورد به جایی می رود که سرانجام پادشاه آنجا خواهد شد. در آن سرزمین نخست به مصاف پادشاهی، غولییا اژدهایی می رود. پیروز می شود و با شاهزاده ای جایگزین الهه مادر ازدواج می کند.

در کشور ما نمونه ی این پیرنگ را می توانید در افسانه هایی مربوط به کوروش کبیر بیابید. او قهرمانی از نسل شاهان پارس است. پادشاه ماد خوابی می بیند و بر آن می شود تا او را در بدو تولد نابود گرداند. او را به هارپاگ می سپارد. هارپاگ او به چوپانی بنام میترادات (مهرداد) می سپارد تا چوپان او را نابود کند. چوپان زنی دارد بنام سپاکو. فرزند سپاکو به تازگی در گذشته. سپاکو به شوهر خود می گوید که جسد فرزندشان را به کوه بیندازند و کوروش را به جای او بزرگ کنند. چوپان جسد فرزند به کوه افکنده ی خود را به مفتشین هارپاگ نشان می دهد و کوروش از مرگ می رهد. چوپان و زنش به تربیت کوروش همت می گمارند. کوروش بزرگ می شود، به سفر می رود. به مصاف پادشاه آستیاگس (اژدهاک) می رود، پیروز می شود، پادشاه می گردد و با کاسان دان ازدواج می کند.

نمونه ای بسیار شبیه سرگذشت کوروش برایرومولوس و رموس، دو برادر که بنیان گذاران شهر رم بودند نقل می شود.

افسانه ای دیگر در مورد کوروش است که مشهور است او را سگ ماده ای شیر داد و افسانه ای دیگر در مورد رومولوس و رموس است که مشهور است آن ها را گرگ ماده ای شیر داد.

در هر دو نسخه ی کمبپل و راگلان سفر یا عزیمت در کار است ولی تفاوت در اینجاست که پایان نسخه راگلان بیشتر سوگناک است تا پیروزمندانه. داستان کمپبل همچون افسانه های کودکان است و داستان راگلان همچون بازگویی داستان اودیپ. ولی همانندی های که آن دو در راویت ها مییابند شگفتی آفرین است. یکی از بهترین راه ها برای اینکه شواهدی را بر درستی نظریه های این دو بیابیم این است که بنشینیم و بیندیشیم که چه روایت هایی را می توان در این الگوها گنجاند. مثلاً روایت های بسیار قدیمی ای مثل انجیل های چهارگانه و یا داستان حضرت موسا. ماجرای هکلبری فین. و حتا فیلمنامه های بسیار جدیدی مثل جنگ ستارگان و یا سوپرمن.

پروپ در ریخت شناسی حکایت های کودکان (1928) به گونه ای شگفت انگیز بر شمول و سلطه ی این الگو صحه می گذارد. پروپ با تجزیه تحلیل دقیق یکصد حکایت به این نتیجه می رسد که همه ی این حکایت ها از سی و یک کارکرد تشکیل می شود. در اینجا برای اینکه بر همانندی سخن وی با نسخه ی کمبپل و راگلان تأکید شود هفت کارکرد نخست به این دلیل که به گفته ی خود پروپ بخش مقدماتی حکایت را تشکیل می دهد و نیز چهار کارکرد از بیست و چهار کارکرد باقیمانده حذف شده اند.

شخصی شریر بهیکی از اعضای خانواده آسیب می رساند یا اینکه یکی از اعضای خانواده چیزی را نداردیا در آرزوی داشتن چیزی است. این بداقبالی با فقدان برملا می شود. از قهرمان با خواهش یا به فرمان می خواهند که راهی سفر شود یا عزیمت کند. جستجوگر این همکاری را می پذیرد یا به آن تن در می دهد. قهرمان خانه را ترک می گوید و مورد آزمون و بازپرسی و حمله و مانند آن قرار می گیرد و در نتیجه مهیا می شود تا یاور یا واسطه ای جادویی را دریافت نماید. قهرمان در برابر کنش های بخشنده واکنش نشان می دهد و سپس امکان استفاده از عامل جادویی را به دست می آورد... قهرمان و شریر از در مصاف در می آیند. قهرمان پیروز می شود. شریر شکست می خورد. بداقبالییا فقدان نخستین برطرف می شود. قهرمان به وطن بازمی گردد و مورد تعقیب قرار می گیرد. از تعقیب نجات مییابد. به طور ناشناس به سرزمین خویش یا سرزمینی دیگر وارد می شود... و وظیفه ای دشوار را بر عهده اش می گذارند. وظیفه را به انجام می رساند. شناخته می شود... شریر به مجازات می رسد. قهرمان ازدواج می کند و بر تخت می نشیند. (نقطه چین کارکرد های حذف شده را نشان می دهد.)

 

 

این پیرنگ با ازدواج ختم می شود ولی در دو پیوند پیشین ازدواج در میانه ی ماجرا رخ می دهد. شایان ذکر است که در هر سه نسخه دو آزمون یا مبارزه وجود دارد نه آنگونه که بر پایه ی مفاهیم شهودی وحدت پیرنگ انتظار می رود یک آزمون یا مبارزه.

البته گرچه تلاش برای کشف یک پیرنگ واحد و دارای معنای ژرف در همه ی ادبیات جهان پیروان بسیار دارد ولی از سوی کسانی که در پی تجزیه تحلیل دقیق روایت اند نفی شده است. آن ها می گویند وقتی که منتقد حکایت یا اسطوره ای را برمی گزیند و می خواهد بداند که آیا دیگر داستان ها نسخه ایدیگر از آن حکایت هستند یا نه معمولاً بر همانندیها تأکید می کند و غیر همانندی ها را دور می اندازد و هر چقدر استعداد آن منتقد بیشتر باشد در این کار موفق تر است.

این که کدام گروه درست می گویند در حد من یکی که کوچک تمام این بزرگان هستم نیست. هر نظریه ای عده ای موافق دارد و تعدادی هم مخالف. در هر حال این بحثی بود که دلم می خواست مطرح کنم. نتیجه گیری با شما خواننده ی محترم. آنچه من در اینجا گفتم فقط نشان دادن راهی بود برای تحقیق و خواندن بیشتر و بیشتر. شاید شما خواننده ی محترم با خواندن و خواندن بدین نتیجه برسید که صحبتی که در اینجا شده و بیشتر هم تحقیق دیگران بوده تا این بنده ی حقیر و فقط بنده از قول آن بزرگان با مثال هایی از کهن الگوها و اسطوره های کشور خودمان ایران آن ها را آورده ام، به کل اشتباه بوده و شما خواننده ی محترم نظریه ای در رد نظریه های دیگران بیاورید که هدف هم در واقع همین بوده یعنی به جلو بردن و پیشرفت دانستهایمان در علم ادبیات.

علی پاینده

1- کهن‌الگو در روان‌شناسی تحلیلی آن دسته از اشکال ادراک و دریافت را که به یک جمع به ارث رسیده‌است کهن‌الگو یا سَرنمون می‌خوانند. هر کهن ‌الگو تمایل ساختاری نهفته‌ای است که بیانگر محتویات و فرایندهای پویای ناخودآگاه جمعی در سیمای تصاویر ابتدایی است. مانند اساسی‌ ترین کنش‌های زیستی احتمالاً مهم ‌ترین تصاویر ابتدایی در همه ی دوران‌ها ونژادها مشترکاست. یک کهن ‌الگو را می‌توان همچون یک ذخیره ی هوش‌افزا،یک نقش سر،یا یک اثرارثی تصور کرد که از طریق تراکم تجربیات روانی بی‌شماری که همواره تکرار شده‌اند تکوین یافته‌است. تصاویر ابتدایی محصول و مرتبط با دو عامل هستند: فرایندها و رویدادهای طبیعی که پیوسته تکرار می‌شوند و عوامل تعیین کننده درونی زندگی روانی و کل زندگی. این تصاویر با کمک طبیعت دوگانه به خوبی می‌توانند هر دو دسته دریافت‌های بیرونی و درونی را هماهنگ سازند و به آنها معنا بخشند و اعمال انسان را در راستای همین معنا هدایت کنند. این تصاویر با هدایت غرایز ناب به درون قالب‌های نمادی، انرژی روانی را از سردرگمی عظیمی که ادراک محض پدید می‌آورد، خلاصی می‌بخشد. از این جهت این تصاویر قرینهیضروریغرایزهستند،ولیافزونبرآنمکانیسمیهستندکه بدون آن در یک وضعیت جدید ممکن نبود.

کهن‌الگوها نیز همانند دیگر مفاهیم تعریف‌شده در روان‌شناسی تحلیلی دارای دو ماهیت فردی و جمعی هستند. هرگاه نیروهای کهن‌الگویی در مقیاس گسترده فعال شوند، می‌توان انتظار نتایج خطرناک و یا سودمندی داشت، زیرا کهن‌الگوها تعیین‌کنندهینگرش‌هایروانیورفتاراجتماعیفردوجمعندوهرکهن‌الگوحاویهردودستهیویژگی‌هایمثبتومنفیاست. اگرمحتویاتمثبتکهن‌الگو نتوانند به طور ناخودآگاه بروز کنند، بلکه سرکوب شوند انرژی آنها به جنبه‌های منفی کهن‌الگو منتقل می‌شوند و در این حال پس از مدتی آشفتگی‌های جدی و غیر قابل کنترل در روان انسان و در جامعه بروز خواهد کرد.

کهن‌الگوها عناصر فاسدنشدنی ناخودآگاه هستند اما شکل و شمایل آنها اغلب تغییر می‌کند. کهن‌الگوها عناصر روانی هم‌بسته با غرایزند که یونگ در کتاب انسان و سمبول‌هایش آنها را چنین توصیف می‌کند:ادراک غریزه از خود دقیقاً به همان ترتیب که خودآگاهی ادراک از فرایند عینی زندگانی است.

سایر نویسندگان از کهن‌الگو به اشکال مختلف و تحت عنوان مقوله‌های تخیل، نمودگارهای جمعی، اندیشه‌های ابتدایی یا ازلی یاد کرده‌اند. یونگ بر آن است که نمادها و نقش‌مایه‌های کهن‌الگویی محصول تأثیر تلفیقی ساختار اولیه و اصلی روان و بقایای تجربه مکرر و پیوسته بشر یعنی زاده ی آن دسته از محرک ‌های طبیعی و اجتماعی هستندکه در پشت سر خود آثار اسطوره ‌شناختی شخصی را در روان به جای گذارند.

 

نوشته: علی پاینده

 

 

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری


درباره گروه هفت هنر

گروه هفت هنر با هدف ترویج فرهنگ هنر در فضای مجازی راه اندازی شده است.

تمامی حقوق برای گروه هفت هنر محفوظ می باشد و

کپی برداری از پوسته یا قالب و محتوا پیگرد قانونی دارد . )

اطلاع از اخرین خبر ها

اطلاعات تماس

https://www.nafisateam.com/fa

اطلاعات مهم

By using this site, you agree to our شرایط استفاده.